• وبلاگ : درددل
  • يادداشت : بهتره عنوانش رو نگم ........
  • نظرات : 2 خصوصي ، 16 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    بهار ميدونم دوست نداري الان سرزنش بشنوي خودت هم ميدوني من ادمي نيستم که کسي رو سرزش کنم امااااااااااااااااااااااااا .........
    اما خودت که داري ميگي شوهرت ادم بدذاتي نيست . دست بزن نداره معتاد نيست هيز و هوسباز نيست شکاک و بددل نيست .اي خدا خودت ميگي نماز خونه خودت ميگي مومنه .تورو دوست داره دخترت رو دوست داره و خيلي محاسن ديگه که خيليها در ارزوش هستن .شايد اينا براي يک مرد کافي کافي نباشن اما قطعا همچين مردي پدر بدي نميشه قطعا بودنش خيلي بهتر از نبودنشه...
    ميدوني بچه هاي طلاق با چه عقده هايي بزرگ ميشن؟ اونم دخترررررر دختر که پر از احساسه .من نميگم بخاطر بچه هر زندگييي رو بايد تحمل کرد نه اصلا اينطور نيست اما مسئله اينه که زندگي تو هرزندگي نيست .يعني هنوز خيلي خيلي خيلي توش جاي تغيير هست ...
    به بعدش فکر کردي؟ فقط ميخواي طلاق بگيري؟ بعدش چي ميشه؟ وضعت خيلي بهتر ازين ميشه؟ ديگه مجبور نيستي کار کني؟ با يه دختر که نياز به پدر داره چکار ميکني؟ پدرش هم ميشي؟
    چرا ميخواي بجاي اينکه مشکل زندگيت رو حل کني تيشه بزني به ريشه ي زندگيت؟ چه کسي ميتونه پدر واني بشه که بهتر از اقا بابک براش پدري کنه؟ خودت؟ مادرو پدرت؟خواهرت برادرت کي؟
    يعني زندگي خودت و دخترت اينقدر برات ارزش نداره که يه روانشناس و مشاور خوب پيدا کني بري پيشش؟
    چرا اينکارو با خودت ميکني؟ را خودت رو اينقدر حرص ميدي؟
    بخدا سختي تو همه ي زندگي ها هست ...فقط بايد يکم گذشت باشه .يکم صبر باشه
    توروخدا اينکارو نکن زدگي رو به کام خودت و همسر و دخترت تلخ نکن
    بشين درست فکر کن يک کاري کن زندگيت رو تغيير بده . بجاي غر زدن و تصميم عجولانه گرفتن درست فکر کن
    يعني چي من ادم صبوري نيستم .خب صبور باش . همش انتظار داري اون خودش رو تغيير بده؟
    با صبر و تلاش خيلي مشکلها حل ميشه .خيلي چيزا با يک روز و دو روز حل نميشه زمان ميبره اما حل ميشه
    دواش فقط صبر و تلاش
    پاسخ

    هيچ کس نمي فهمه توي دل من چقدر غصه ست . هيچ کس نمي تونه از درون بدن من که احساس مي کنم پوسيده شده خبردار بشه . همه حرفاتو قبول دارم سارا تک به تکشو . ولي بخدا نابود شدم ديگه . فقط تقصير بابک نيست شايد اصلا ريشه اصلي مشکل منم که زندگي داري بلد نيستم يعني يادم ندادن . دختر عزيزدردونه مامان که هميشه همه چي بايد مطابق ميلش مي بوده و حالا يهو وارد زندگي اي ميشه که هييييييچ چيزش مطابق ميلش نيست . تلاشاي ناچيزشم نتيجه اي نداره چرا ؟ چون اصلا نمي دونه چه تلاشي بکنه و هيچ کس نيست که. راه درست رو نشونش بده فقط بهش هي ياداور ميشن که تو سرتري سرت کلاه رفت اين کي بود انتخاب کردي بت دروغ گفت در برابرش کوتاه نيا بهش بها نده ال کن بل کن و به جاي اب ريختن رو اتيشش کبريت کشيدن به انبار باروتش و زندگي شد همش نفرت و بدبختي .... هيچ کس نفهميد که اين کارا و اين حرفا اساس و ريشه اين دختر نازنازي رو داره مي کنه و نابود مي کنه. خيلي خسته م خيلي ...