درددل
درباره وبلاگ


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 4
  • بازدید دیروز: 35
  • کل بازدیدها: 201134



شنبه 91 اردیبهشت 23 :: 11:27 صبح ::  نویسنده : بهار

سلام . حالتون چطوره ؟ امروز روز مادره .......

آرزو دارم بهاران مال تو
شاخه های یاس خندان مال تو
ساده بودن های باران مال تو
آن خداوندی که دنیا آفرید
تا ابد همراه و پشتیبان تو

پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باغ کسی می خواند
که خدا هست دگر غصه چرا ؟؟
آرزو دارم :
خورشید رهایت نکند
غم صدایت نکند
ظلمت شام سیاهت نکند
و تو را از دل آن کس که تنش در تن توست
حضرت دوست جدایت نکند

روز زن و روز مادر مبارک ......

هنوز مادر نیستم و نمی دونم می تونم باشم یا نه ؟؟؟
دوباره تموم سختیا و غصه های دنیا توی تمام وجود و زندگیم رخنه کرده ........

این الفرجک القریب ؟؟؟؟.........

خدایا اگه این سختیا واسه امتحان منه پس صبرشم بده بی تابی نکنم و اگه از بی لیاقتی و بدی خودمه که هزاران هزار بار بهش اعتراف داشته و دارم .......
خدایا به این بچه رحم کن که با تک تک اشکای من اشک می ریزه .........
مگه نگفتی : ان مع العسر یسرا ؟؟؟؟
ای خدا ........
من که ثانیه ای از زندگیم بی یاد تو طی نشده .........
امروز روز محبوبه توست .........
به حق همونی که گفتی اگر نبود محمد و علی را هم نمی آفریدی
حاجات همه رو برآورده کن دست منم بگیر .........
خدایا از ناشکری متنفرم .....
نه اینکه به تو شک دارم نه هرگز .......
ولی از خودم می ترسم نکنه همه این سختیها تاوان گناهان و اشتباهات خودم باشه .......

خوش به حالت زهره که الان مشهدی .......
و چقدر دلم برا روزائی تنگ شده که با هم می رفتیم .........

راستی نمی دونم چقدر اعتقاد به حروف ابجد درسته ؟ یا اصلا از کجا منشا می گیره و چقدر صحت داره ولی بهرحال رفتیم پیش یه روحانی و ایشان فرمودند که اسم باران به اسم من نمی خوره ( از نظر حروف ابجد ) . در نتیجه باید این اسم رو عوض کنیم ولی خوب حالا کو اسم قشنگی که به اسم منم بیاد ؟؟؟؟؟
اسم باران رو خیلی دوست دارم نمی دونم چکار کنم ؟ بی خیال حروف ابجد بشیم و بذاریم یا دنبال یه اسم دیگه بگردیم ؟؟؟؟
اگه اسم قشنگ با مسمی که خیلی هم قدیمی یا تکراری نباشه به ذهنتون رسید بفرمائید تا ببینیم به اسم من می خوره یا نه ؟؟؟؟؟

فعلا دیگه باید پاشم اماده شم برم خونه مامان . از این هفته استعلاجیم شروع شده و دیگه سرکار نمیرم . ولی خوب عملا هم کاری نمی تونم بکنم . بیشترش خونه مامانم ولی اگه گذرم به خونه افتاد یا با لپ تاپ خواهرم سر خواهم زد .......

اگه یه موقع نیومدم و رفتم واسه زایمان دعام کنید ضمنا زهره در جریان خبرها هست . اگه زنده درنیومدم حتما بهتون خبر میده واسم فاتحه بخونید ........




موضوع مطلب :