• وبلاگ : درددل
  • يادداشت : ماجراي وانيا و واکسن .......
  • نظرات : 0 خصوصي ، 12 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    اخيييييييييي سخته زهرا هم خيلي اذيت شد خوب کاري کردي الکي الکي بستريش نکرديا اما اگه بهتر نشد يه دکتر ديگه هم ببر.

    بيا خبر بده

    پاسخ

    خدا رو شکر خيلي بهتره .
    + فروغ 
    خوب شد دخترمون بهار جان؟
    پاسخ

    آره عزيزم . الحمدلله از جمعه تا حالا نه تنها ديگه از اون استفراغها نکرد بلکه بعد شير خوردن اروق هم کم و بيش مي زنه . فقط غروب به بعد يا در طول روز بعضي وقتا در حين شير خوردن يهو شروع مي کنه به گريه شديد و پاشو جمع مي کنه .
    + توتي 


    سلام

    نازي وانيا!

    عيب نداره زود خوب مي شه

    بهار جان حالا اول راهيييييييييييييييييييي

    پاسخ

    مي دونم عزيزم .......
    آخي نازي ني ني واکسن زده
    فکر نکنم کار درستي باشه بهش چيزي غير از شير بدين يکم سفت و سخت تر باشي اطرافيان هم از اين کارا نميکنن
    پاسخ

    اره از اين به بعد همين کار رو مي کنم .
    + باران بهار 


    ان شالله همه چي به خير و خوشي پيش ميره . واسه اون موضوع هم ان شالله خير و صلاح تون توش باشه .

    خب بهار من چي بهت بگم ديگه بچه دو ماهه رو فرني و بستني و ... مي دي توقع هم داري مريض نشه؟ خداي نکرده معده ش هنگ کنه چي؟

    پاسخ

    اونا بش دادن ولي وانيا عاقل بود همه رو پس داد !!!! نه ديگه انشالا از اين به بعد نمي ذارم .....


    آخه يه موقعست بچه توي سني هست که چيزايي که دور و ورياش ميخورن رو ميبينه ميفهمه و جوري نگاه ميکنه که آدم انگار توي دلش نمي ره...اما آخه اين که الآن چيزي نميفهمه از چيزايي که بقيه مي خورن....

    پاسخ

    بله . ديگه بيشتر از اين دعوام نکن بابا فهميدم !!!!!
    + مامان کيارش 
    بهارجونم اينو بدون که معده نوزاد جوري هست که تا 6 ماه به جز شير مادر و يا شيرخشک هيچ چيز ديگه اي رو نميتونه هضم کنه حتي يک قطره
    ولي خوب تو رو خدا مواظب بهش باش گناه داره انشاله که هرچه زودتر خوب بشه براي اروق زدنش هم هي پاهاشو جمع کن توي دلش و دوباره صاف کن مثل دوچرخه تا هواي توي دلش بياد بيرون
    پاسخ

    هر کاري بگي کردم ولي بي فايده بوده ولي بعد اون روز تا حالا خدا رو شکر هر دفعه اروق مي زنه .
    + فروغ 
    نورا هم تا حالا شده اينجوري بالا بياره اما وقتيه که کلي شير خورده باشه و آروغ نزده باشه راستي اين مريم خانم کيه که اين چيزها رو ميده به بچه؟ بابا رحم کنيد ...مديونش ميشين ها ...حساسيت.. معده درد مشکلات گوارشي....گناه داره بچه..اين چيزا مال 1.5 سالگي به بعده
    پاسخ

    مريم خواهرمه . تقصير اون نيست من يکي دوبار تعريف کردم مثلا بابک فلان چيز رو بش ميده اينم رو حسابي که باباش عادتش داده يا اينکه بستني يا فرني از فرآورده هاي شير هستند بش داد ولي ديگه نمي ذارم بش بده .


    سلام

    چطوري؟

    آخي

    بابا خب ندين بهش اين چيزا رو...فرني اونم با شيره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بستني اونم شکلاتييييييييي؟؟؟؟

    خب اگه معده ي اين بچه قدرت تجزيه و گوارش اين چيزا رو داشت که ميگفتن از همون اول سوپش بدين که!!!

    بعدشم

    کار اورژانسي پيش مياد درست اما در کل نبرينش سر اين کلينيک ها اسمشه فوق تخصصي و اينا...مهدي رضا رو هم همينا مريض کردنااااااا
    خوب شد به حرفش گوش ندادي...
    اگرم دلت درست نيست حالا که 2ماهش تموم شد يه سر ديگه برو پيش قائمي...اگر معاينه خاصي نياز داشته باشه اون ميگه.

    اگرم مي دوني من بيام کمکت...خبر بده تا بيام

    اس زدم برات احتمالآ سحر مي بيني...

    پاسخ

    خودم مي دونم بچه ام چيز خاصيش نيست ولي اون روز خيلي نگران شدم . شير مي خورد بالا نمي آورد ولي به محض اينکه استامينوفن يا قطره هاي ديگه شو مي دادم فواره اي استفراغ مي کرد البته تقصير خودمم بود که وقتي تب داشت اونم بلافاصله بعد شير خوردن بش قطره دادم ديروزم خيلي ناارومي کرد ولي خدا رو شکر بالا نياورد امروزم هي نق نق مي کنه ولي باز بهتره . وقتي اس زدي تازه دراز کشيده بودم و بابک داشت وانيا رو مي خوابوند يعني حس پاشدن نداشتم . ضمنا بنده صبحها کمک نياز دارم که تو خوابي !!!!!!!!
    + مامان کيارش 
    بهارجونم الان کهدارم برات مي نويسم ساعت 12:16 شبه شنبه است
    ميخوام برات يه داستان بويسم بلکه يه کم چشمت به حساب بياد پس طاقت بيار و همشو بخون
    کيارش وقتي به دنيا اومد من خيلي مشکل پيدا کردم و تا 20 روز نتونستم بشينم چون مشکل هموروئيد پيدا کردم ولي با اين حال چون خونه مامانم بودم و اون کمکم بود حسابي شير داشتم که خودم هم باورم نميشد با اينکه مريض بودم و از شدت درد جيغ مي کشيدم ولي وقتي اومديم خونه و چند باري رفتيم خونه مادرشوهر و اونا هم که مثل بچه نديده ها خواستند هر دفعه چيزي بهش بدن و البته همش هم تقصير اونا نبود خلاصه که دل درد گرفت حسابي و تا جائيکه منو همسرم تا 3 ماهه تمام شبها تا ساعت 4 صبح بيدار و بچه بغل
    و بخاطر نداشتن آرامش و خواب کافي شير من کم شد و کم شد و....
    اينها رو بهت گفتم که بدوني تمام علائمي که از وانيا مي گي به دل درد ميخوره اگه دل درد گرفت بيچاره اي
    کيارش 3 ماهه تمام فقط از ساعت 4 الي 7 صبح ميخوابيد و ما واقعا داغون شديم حالا عزيزم خودداني
    موندم با اون اخلاقت چرا نسبت به وانيا اينقدر بي خيالي
    اينقدر ناراحت شدم که اون روز نوشته بودي بابک بهش سن ايچ ميده
    خلاصه عزيزم زياد شد ولي خوب نگي که نگفتي
    دل بچه درد گرفت بيچاره اي فقط همين
    پاسخ

    خودمم فکر نمي کردم اين چيزا اونم به مقدار خيلي کم اذيتش مي کنه واسه همين خيلي سخت نگرفتم . بيشترين مشکل وانيا بخاطر اروق نزدن بعد شيرخوردنشه که باعث ميشه اين شيرا سر دلش بمونه و سنگين بشه . حالا بازم خدا رو شکر اينائي که بش دادند رو بالا آورد و چيزي تو معده اش نرفت ولي از اين به بعد ديگه چيزي بش نميدم .
    + فروغ 
    آخي انشالا زودتر خوب بشه
    پاسخ

    انشالا ......
    اي واي ! الهي بميرم براش ! آخه چرا غير شير بهش چيزي ميدين ؟!
    يعني مي خوام بدونم مثلا بستني دادن يا فرني دادن به بچه ي اينقدي ذوق داره آخه ؟!
    اه ! اعصابم داغون شد ...

    پاسخ

    والا من قصد نداشتم ولي وقتي از پسشون برنميام چه کنم ؟؟؟؟ صبح تا حالا اين بچه منو بيچاره کرده از بس گريه کرده و جيغ زده . نمي دونم چرا وقتي داره شير مي خوره يهو ول مي کنه و آنچنان جيغ مي کشه که نگو !!!!!! بخدا از دست و کمر و گردن و پا افتادم از بس بغلش کردم و راه بردم ...