• وبلاگ : درددل
  • يادداشت : خاطرات پراکنده .......
  • نظرات : 0 خصوصي ، 23 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     
    + مريم 
    سلام اقا بابك
    بهار شما رو اين شكلي گرفت يا برعكس

    راستي شكلهايي كه به كار بردين خيلي قشنگ بود
    سلام(اعلام وجود)
    پاسخ

    سلام . بخدا فرصت نشده بشه به وبت سر مي زنم
    + بابك 
    راستي بهار عمرا اگه ادرس اين شکلکهارو بهت بدم
    پاسخ

    بابک . امشب خيلي بد شد نه ؟ دلم نمي خواست ناراحت شي ولي بهت گفتم که بعضي وقتا دست خودم نيست حال و روزم . درک کن ديگه . تقصير خودتم هست خوب !!! ولي بهرحال اگه ناراحت شدي حقت بود گفته باشم !!!!! شوخي کردم بخشيد . انشالا از اين به بعد سعي مي کنم بيشتر باهات مچ بشم . هر چند اين جور حرف زدن از من بعيده ولي اگه خدا کمک کنه تصميم گرفتم يه کم خوب بشم . هر چند خودم مي دونم فرشته ام ولي خوب بايد خودم رو در حد شما انسانها پائين بيارم ديگه !!!!!!!!! چه کنيم نوشابه تکي پيدا نشد فاميلي باز کردم واسه خودم . آدرسم واسه خودت نيخااااااااااااااااااااااام !!!!!!
    + بابك 
    سلام و اينا
    حالا که بهار نيست منم نطر بدم چون .قتي هست نميشه ديگه شرمنده خوب در مورد نرفتن با مريم اينا که به خاطر دير رسيدن اس بهار بود به من که عماد اينا جاهاي ديگه هم کار داشتن و زودتر بايد نمايشگاه ميرفتن که نشد ديگه اينکه اون خاطره رو زياد باور نکنين ما تو مردوايچ اون زمانها فقط با الگانس اين طرف اون طرف ميرفتيم نميدونم بهار کيو گفته از خودش بپرسيد جمعه هم جاي همه خالي بود کوه صفه با فتحه ص اينم يه عکس از اون روز که منو بهار تو عکس نيستيم همين گوله خوردها پيراشکي رو گلابي کردن حسابشونو ميرسم ولي خدا هر هرکس اين وبلاگو ميخونه اين بهار رو نصيحت کنه خدايش خيلي بد رانندگي ميکنه يهو ميبيني با اين گشتهاي نا محسوس هم کل کل ميکنه اگه من نباشم البته زرنگ هم هست هميشه با ماشينهايي که از طرف شاگرد تصادف ميکنن کل کل ميکنه تا به صورتي از دست من نجات پيدا کنه که خدا هميشه هواي منو داشته و نزاشته اتفاقي بيفته
    ماهگرد ازدواجمونم مبارک اين بعضي ها هستن نه
    من گفته باشم
    مريم خانم ولي به راحتي بله گفت اينجورياينجوري منو گرفت فعلاي باي
    پاسخ

    مطمئنا اوني که داره مي رقصه شما نيستي عزيزم . يعني شما ديگه اجازه رقصيدن در تمام عمرت نداري !!!! آبرومو بردي با اون رقصت !!! آقا بلد نيستي بگو بلد نيستم برقصم چرا آبروريزي مي کني ؟؟؟؟ بعدشم من جنابعالي رو اينجوري گير انداختم نه ؟؟؟؟؟اين طوري بله گفتم نه ؟؟؟؟؟
    بابک جان . تو خجالت نمي کشي ؟ اين جمله زيبا رو نشنيدي که ميگه : دروغگو دشمن خداست !!!
    بعدشم تو رانندگي معلومه که سمت شاگرد رو نشونه مي گيرم خوب اين که کاملا واضح و مبرهنه !!!!!!!!

    اصلآ هم شاخ در نيار كه من اينجاماااا

    دور از جونتون مخم چيزيد!!!!!!!

    راستيااااااااااا

    ماهگردتون مبارررررررررررررررك

    با مشغله هاي ذهني ِ‏اين چندوقت بنده كه واقف هستين!...وگرنه غير ممكن بود يادم بره!

    اينقدر كه درگير بيستم بودم و اومدن و چه و چه..........حواسم به 20آذر نبود///

    پاسخ

    مي دونم . اميدوارم که اين مساله تو هم هر چه زودتر به خوبي و خوشي و اون جوري که به صلاح و مصلحت خداست تموم بشه . راضي شو به رضاي خدا تا همه چيز بشه اون چيزي که بايد بشه . بخدا من خيلي نگرانتم ولي فقط از خدا ميخام راهي رو سر راهت بذاره که به خير و صلاحت باشه .
    + مريم 
    سلام بهار خانم
    چه زود يك ماه شد
    واقعا باورنكردنيه
    انگار همين ديروز بود به من اس ام اس دادي و گفتي اگه بهت بگم جمعه عقدم بود چه كار ميكني
    منم كه اول كلي خنديدم و باور نكردم
    اخه مگه ميشه اين بره گريز پاي رو كسي به دام بندازه

    واقعا اي ول اقا بابك
    دستت درد نكنه
    مگه ميشد كسي از اين بهار خانم جواب مثبت بگيره
    معلوم نيست شما چه كار كردين

    بهار جان اين اقا بابك رو نصف جون ميكني
    اخه شوخي شوخي با اتوبوس هم شوخي
    حالا من خودم هم از اين كارها ميكنم ولي وقتي كسي كنارمه سعي ميكنم ارام تر برم
    طفلكي اقا بابك
    راستي ماهگرد ازدواجت هم مبارك
     <      1   2